پژوهش جدید «دانشگاه نیویورک ابوظبی» نشان میدهد ChatGPT در برخی رشتهها میتواند نمرات بالاتری را نسبت به دانشجویان کسب کند.

پژوهش جدید دانشگاه نیویورک ابوظبی نشان میدهد که ChatGPT، مدل هوش مصنوعی پیشرفته، در برخی رشتههای دانشگاهی توانسته است نمرات بالاتری نسبت به دانشجویان واقعی کسب کند. این یافتهها بار دیگر توجهها را به نقش پررنگ و روزافزون هوش مصنوعی در آموزش و تحصیل جلب کرده است و سوالات مهمی را درباره آینده یادگیری، ارزیابی و اخلاق در دانشگاهها مطرح کرده است.
مطالعه دانشگاه نیویورک ابوظبی که به بررسی عملکرد چت بات ChatGPT در ۳۲ دوره مختلف دانشگاهی پرداخته است، نشان داد در ۱۲ دوره از این دورهها، نمرات پاسخهای تولید شده توسط هوش مصنوعی نه تنها مشابه بلکه در بسیاری موارد بالاتر از میانگین نمرات دانشجویان بوده است. این امر به وضوح نشان میدهد که قابلیت ارائه پاسخهای دقیق، جامع و ساختاریافته را دارد که میتواند در مقایسه با پاسخهای دانشجویان انسانی، از نظر کیفیت بسیار مطلوب باشد.
یکی از نکات جالب این تحقیق، عملکرد متفاوت ChatGPT در رشتههای مختلف بود. به طور خاص، در رشتههای ریاضیات و اقتصاد، دانشجویان همچنان برتری قابل ملاحظهای نسبت به ChatGPT دارند و در این حوزهها هوش مصنوعی نتوانسته است به سطح دانشجویان برسد. اما در سایر رشتهها مانند علوم انسانی، علوم اجتماعی و برخی رشتههای فنی، ChatGPT عملکردی قابل رقابت و حتی بهتر از دانشجویان داشته است. این موضوع میتواند به دلیل نوع سوالات، پیچیدگی مفاهیم یا نحوه تفکر انتقادی مورد نیاز در هر رشته باشد.
در عین حال، گزارش دانشگاه نیویورک ابوظبی به نکته مهمی اشاره دارد که تقریباً ۷۰ درصد اساتید دانشگاهی استفاده از ChatGPT را سرقت ادبی میدانند. این نگرانی از آنجا ناشی میشود که بسیاری از دانشجویان از ChatGPT برای انجام تکالیف خود استفاده میکنند و این موضوع میتواند موجب شود که ارزیابی تواناییهای واقعی دانشجویان به درستی انجام نشود. جالب اینجاست که تقریباً سه چهارم دانشجویان اعلام کردهاند که در انجام تکالیف خود از ChatGPT بهره میبرند، امری که نشاندهنده نفوذ عمیق این فناوری در فضای آموزشی است.
ChatGPT به عنوان یک چتبات هوش مصنوعی پیشرفته، میتواند پاسخهای مفصل و بسیار دقیق را ارائه دهد و به کمک الگوریتمهای پردازش زبان طبیعی، در گفتوگوهای تعاملی شرکت کند. این قابلیتها به دانشجویان اجازه میدهد تا در یادگیری خود از این ابزار بهرهمند شوند و حتی برای فهم بهتر مطالب و حل مسائل پیچیده از آن کمک بگیرند. با این حال، استفاده گسترده از ChatGPT سوالاتی درباره اخلاق و اصالت کارهای تحصیلی مطرح میکند که نیازمند بحث و سیاستگذاریهای دقیق در محیطهای دانشگاهی است.
یکی از نکات قابل توجه این پژوهش، پتانسیل ChatGPT در تسهیل فرایند یادگیری است. به جای اینکه صرفاً ابزاری برای کپیبرداری و انجام تکالیف بدون درک باشد، این هوش مصنوعی میتواند به عنوان یک دستیار آموزشی عمل کند که به دانشجویان کمک میکند مفاهیم پیچیده را بهتر درک کنند و مهارتهای تحلیلی خود را تقویت کنند. به این ترتیب، اگر به درستی و با راهنمایی اساتید استفاده شود، ChatGPT میتواند نقش مهمی در بهبود کیفیت آموزش ایفا کند.
از سوی دیگر، دانشگاهها و مؤسسات آموزشی باید به دنبال راهکارهایی برای مدیریت استفاده از هوش مصنوعی در آموزش باشند. این ممکن است شامل توسعه ابزارهای تشخیص کارهای تولید شده توسط هوش مصنوعی، تدوین سیاستهای جدید درباره استفاده از فناوریهای هوش مصنوعی و آموزش دانشجویان در زمینه اخلاق استفاده از این ابزارها باشد. در نهایت، هدف باید فراهم آوردن بستری باشد که هم امکان استفاده مفید از ChatGPT فراهم شود و هم اصل صداقت علمی حفظ گردد.
در نتیجه، پژوهش دانشگاه نیویورک ابوظبی نشان میدهد که ChatGPT نه تنها یک فناوری نوظهور بلکه یک عامل تحول در آموزش عالی است که میتواند روشهای سنتی یادگیری و ارزیابی را تغییر دهد. این تحول فرصتها و چالشهایی را همزمان ایجاد میکند و نیازمند توجه دقیق همه ذینفعان حوزه آموزش است تا بتوان بهترین بهره را از این فناوری برد و در عین حال از آسیبهای احتمالی جلوگیری کرد.


